فرهنگ آریان‌پور

به صورت حلقه در اوردن

#۳۴٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wisp

دسته، مشت، بقچه کوچک (از کاه و علوفه)، حلقه، بسته، بقچه بندى، جاروب کوچک، گردگیر، تمیز کردن، جاروب کردن، (کاغذ و غیره را) به صورت حلقه در آوردن

۲

loop

حلقه، حلقه طناب، گره، پیچ، چرخ، خمیدگى، حلقه دار کردن، گره زدن، پیچ خوردن، حلقه زنى

۳

coil

چنبره زدن، فنر، به دور چیزى به طور مارپیچ پیچیدن، مارپیچ، سیم پیچ