فرهنگ آریان‌پور

به صورت پوره دراوردن

#۳۴٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

mash

خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى

۲

puree

پوره (مثل پوره سیب زمینى و غیره)، پوره کردن