فرهنگ آریان‌پور

به صف‌ کردن

#۳۴٬۱۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

rank

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف