واژههای فارسی←به صف اراستنفرهنگ آریانپوربه صف اراستن#۳۴٬۱۷۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱arrayآراستن، در صف آوردن، منظم کردن، صف، نظم، آرایش، رژه، آرایهواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر