فرهنگ آریان‌پور

به صدا دراوردن

#۳۴٬۱۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

clink

جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه)

۲

pluck

شهامت، شجاعت، تصمیم، دل و جرات، انقباض، کندن، چیدن، کشیدن، به صدا درآوردن، گلچین کردن، لخت کردن، ناگهان کشیدن

۳

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۴

raise

بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن