فرهنگ آریان‌پور

به صحنه‌ اوری

#۳۴٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

staging

صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه stage تئاتر mise en scene