فرهنگ آریان‌پور

اخطار

#۳٬۴۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

caveat

اخطار، آگهى، پیش بینى احتیاطى

۲

warning

اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن

۳

monition

اخطار، اندرز، آگاهى

۴

notification

اخطار، آگاه سازى، اطلاع، تذکر

۵

tip off

اخطار، اطلاع نهانى

۶

alarm

(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۷

alarum

(alarm =) ـ هشدار، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، هراس، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن

۸

notice

آگهى، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن، ملاحضه کردن

۹

signal

علامت، نشان، راهنما، اخطار، آشکار، مشخص، با علامت ابلاغ کردن، با اشاره رساندن، خبر دادن، سیگنال، علامت دادن

۱۰

prenotion

پیش اندیشه، احساس قبلى نسبت به چیزى، تحذیر، اخطار

۱۱

premonition

تحذیر، اخطار، برحذر داشتن، فکر قبلى

۱۲

talking to

سرزنش رسمى، نصیحت، توبیخ، اخطار، تنبیه