فرهنگ آریانپور
اخطار
#۳٬۴۱۲
caveat
اخطار، آگهى، پیش بینى احتیاطى
warning
اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن
monition
اخطار، اندرز، آگاهى
notification
اخطار، آگاه سازى، اطلاع، تذکر
tip off
اخطار، اطلاع نهانى
alarm
(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن
alarum
(alarm =) ـ هشدار، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، هراس، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن
notice
آگهى، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن، ملاحضه کردن
signal
علامت، نشان، راهنما، اخطار، آشکار، مشخص، با علامت ابلاغ کردن، با اشاره رساندن، خبر دادن، سیگنال، علامت دادن
prenotion
پیش اندیشه، احساس قبلى نسبت به چیزى، تحذیر، اخطار
premonition
تحذیر، اخطار، برحذر داشتن، فکر قبلى
talking to
سرزنش رسمى، نصیحت، توبیخ، اخطار، تنبیه