فرهنگ آریانپور
به شدت
#۳۳٬۹۶۳
sharp
تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن
sorely
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک sore
acutely
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
greatly
بزرگ، عظیم، کبیر، مهم، هنگفت، زیاد، تومند، متعدد، ماهر، بصیر، آبستن، طولانى great
heavily
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار heavy highly inordinately
severely
سخت، سخت گیر، طاقت فرسا، شاق، شدید
intensely
زیاد، سخت، شدید، قوى، مشتاقانه
frightfully
وحشتناک furiously gravely