فرهنگ آریانپور
به سیخ کشیدن
#۳۳٬۹۴۶
spit
(past: spat, spit ; past participle: spat, spit) ـ سیخ کباب، شمشیر، دشنه، به سیخ کشیدن، سوراخ کردن، تف انداختن، آب دهان پرتاب کردن، تف، آب دهان، خدو، بزاق، (مثل تف) بیرون پراندن
truss
چوب بست زدن، پایه زدن، بستن، به سیخ کشیدن، به دار آویختن، جفت کردن، گره زدن، دسته کردن، متمسک شدن، کوک زن، به هم بستن، بادبان را جمع کردن، بار سفر بستن، به دار آویخته شدن، خرپا، شکم بند، بقچه، انبان، فتق بند
broach
سنجاق کراوات، برش، سیخ، شکل سیخ، به شکل مته، سوراخ کن، سوراخ کردن، نوشابه درآوردن (از چلیک)، براى نخستین بار باز کردن، باز کردن یا مطرح نمودن، به سیخ کشیدن، تخلف کردن از