فرهنگ آریان‌پور

به سوی عقب

#۳۳٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۲

aback

قهقرایى، به عقب، غافلگیر، ناگهان، (اسکاتلند) منزوى، پرت

۳

astern

درعقب کشتى، به طرف عقب، پسین

۴

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۵

backward

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن، به عقب

۶

rearward

عقب دار، پس قراول، به طرف عقب، عقبى rearwards