فرهنگ آریان‌پور

به سوی جنوب

#۳۳٬۸۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

south

جنوب، جنوبى، به سوى جنوب، نیم روز

۲

soiuth ward

(south wards =) ـ به طرف جنوب، متمایل بجنوب، به سوى جنوب

۳

south wards

(south ward =) ـ به طرف جنوب، متمایل بجنوب، به سوى جنوب

۴

down

پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)

۵

southward

جنوبى، رو به جنوب

۶

meridional

نصف النهارى، اوجى