فرهنگ آریان‌پور

به سوی بیرون

#۳۳٬۸۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۲

outdoors

خارج از منزل، درهواى آزاد، بیرون