فرهنگ آریان‌پور

به سهولت

#۳۳٬۸۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

easily

آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس easy

۲

handily

با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال