واژههای فارسی←به سرعت انجام دادنفرهنگ آریانپوربه سرعت انجام دادن#۳۳٬۷۹۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱expediteتسریع کردن در، پیش بردن، شتابانواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر