فرهنگ آریانپور
به سختی
#۳۳٬۷۷۳
ill
ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان
hard
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى
barely
به طور عریان، با اشکال
hardly
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى
sorely
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک sore
narrowly
تنگ، کم پهنا، باریک، دراز و باریک، محدود، باریک کردن، محدود کردن، کوته فکر narrow
scarcely
کمیاب، کم، نادر، اندک، تنگ، قلیل، ندرتاً
strenuously
با حرارت، مصر، بلیغ، فوق العاده، فعال، شدید