فرهنگ آریان‌پور

به سختی

#۳۳٬۷۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان

۲

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى

۳

barely

به طور عریان، با اشکال

۴

hardly

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى

۵

sorely

زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک sore

۶

narrowly

تنگ، کم پهنا، باریک، دراز و باریک، محدود، باریک کردن، محدود کردن، کوته فکر narrow

۷

scarcely

کمیاب، کم، نادر، اندک، تنگ، قلیل، ندرتاً

۸

strenuously

با حرارت، مصر، بلیغ، فوق العاده، فعال، شدید