واژههای فارسی←به زیر افکندن سوارفرهنگ آریانپوربه زیر افکندن سوار#۳۳٬۷۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱spill(past: spilt, spilled ; past participle: spilt, spilled) ـ ریزش، عمل پرت کردنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر