فرهنگ آریانپور
به زور وارد شدن
#۳۳٬۷۱۲
muscle
ماهیچه، عضله، نیروى عضلانى، به زور وارد شدن، (mussel)، (جانور شناسى) صدف دو کپه اى، صدف باریک دریایى و رودخانه اى
break
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى