فرهنگ آریان‌پور

به زور در اوردن

#۳۳٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

rout

با پوزه کاویدن، جمع، گروه، بى نظمى و اغتشاش، به طور آشفته گریزاندن، کاملاً شکست دادن، تار و مار کردن

۲

gouge

منقار، اسکنه جراحى، به زور ستانى، غضب، جبر، در آوردن، کندن، با اسکنه کندن، به زور ستاندن، گول زدن