فرهنگ آریان‌پور

به زور به‌ کاری واداشتن

#۳۳٬۶۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ