واژههای فارسی←به زور به کار وادارندهفرهنگ آریانپوربه زور به کار وادارنده#۳۳٬۶۷۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱procrusteanبه زور به کار وادارنده، به وسیله اعمال زورکارى از پیش برنده، تحمیل کننده، تحمیلىواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر