فرهنگ آریان‌پور

به زحمت‌ انداختن

#۳۳٬۶۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه

۲

incommode

ناراحت کردن، ناراحت گذاردن، دردسر دادن، آزار رساندن، گیج کردن، دست پاچه کردن