فرهنگ آریان‌پور

به روی هم قرار - رو -

#۳۳٬۶۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن

۲

enfilade

یک رشته ى اتاق، رو به روى هم قرار دادن، (علوم نظامى) درو عرضى کردن