فرهنگ آریان‌پور

اخراج کردن

#۳٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

exorcise

اخراج کردن (ارواح پلید)، تطهیر کردن، دفع کردن

۲

can

(past: could ; past participle: could) ـ قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن (may)، حلبى، ظرف، قوطى، قوطى کنسرو، درقوطى ریختن، زندان کردن، اخراج کردن

۳

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۴

oust

برکنار کردن، دور کردن، اخراج کردن

۵

swap

معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن، اخراج کردن

۶

send down

دانشجویى را از دانشگاه بیرون کردن، اخراج کردن