فرهنگ آریان‌پور

به رخ‌ کشیدن

#۳۳٬۴۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

flaunt

به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه

۲

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن

۳

vaunt

خودستایى کردن، لاف زدن، خودنمایى

۴

parade

رژه، سان، نمایش با شکوه، جلوه، نمایش، خودنمایى، جولان، میدان رژه، تظاهرات، عملیات دسته جمعى، اجتماع مردم، رژه رفتن، خود نمایى کردن

۵

swagger

خود فروشانه گام زدن، با تکبر راه رفتن، کبر فروشى، خودستایى، مغرور، (انگلیس) شیک

۶

condescend

تمکین کردن، فروتنى کردن، خود را پست کردن، تواضع کردن