فرهنگ آریان‌پور

به دور مداری گشتن

#۳۳٬۴۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

orbit

مدار، مسیر دوران، دور زدن، حدقه، فلک، مسیر، دور، حدود فعالیت، قلمرو، به دور مدارى گشتن، دایره وار حرکت کردن