فرهنگ آریانپور
به دور چیزی گشتن
#۳۳٬۴۲۸
orb
جسم کروى، گوى، عالم، احاطه کردن، به دور چیزى گشتن، به دور مدار معینى گشتن، کروى شدن
circumambulate
دور چیزى گردیدن، به دور چیزى گشتن
#۳۳٬۴۲۸
جسم کروى، گوى، عالم، احاطه کردن، به دور چیزى گشتن، به دور مدار معینى گشتن، کروى شدن
دور چیزى گردیدن، به دور چیزى گشتن