فرهنگ آریانپور
اخراج
#۳٬۳۴۰
ouster
اخراج، بى بهره سازى، محروم سازى، خلع ید
eviction
اخراج، خلع ید
dismissal
اخراج، مرخصى، برکنارى
expulsion
اخراج، دفع، راندگى، بیرون شدگى، تبعید
extrusion
اخراج، بیرون اندازى، بیرون آمدگى، انفصال
boot
پوتین یا چکمه، (مجازى) اخراج، چاره یا فایده، لگدزدن، با سر چکمه و پوتین زدن
deport
تبعید کردن، حمل، اخراج
deposal
عزل، اخراج، خلع
ejection
پس زنى، بیرون رانى، اخراج
exclusion
دفع، استثناء، اخراج، محروم سازى، ممانعت، محرومیت
banishment
تبعید، اخراج
deportation
تبعید، نفى بلد، اخراج، جلاى وطن
rustication
دهاتى سازى، اخراج shakeout