فرهنگ آریان‌پور

به دفع الوقت گذراندن

#۳۳٬۳۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

temporize

به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن

۲

temporalize

به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن، مطابق مقتضیات وقت عمل کردن، تسکین دادن

۳

procrastinate

به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن

۴

stand off

محشور نبودن، دفع کردن، به دفع الوقت گذراندن، سرد، گریز کردن، (در مسابقه) مساوى یاهیچ به هیچ