فرهنگ آریانپور
به دفع الوقت گذراندن
#۳۳٬۳۶۹
temporize
به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن
temporalize
به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن، مطابق مقتضیات وقت عمل کردن، تسکین دادن
procrastinate
به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن
stand off
محشور نبودن، دفع کردن، به دفع الوقت گذراندن، سرد، گریز کردن، (در مسابقه) مساوى یاهیچ به هیچ