فرهنگ آریان‌پور

به درستی

#۳۳٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

quite

کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً

۲

aright

درست، بدرستى، مستقیم، مستقیما

۳

fairly

منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب

۴

justly

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۵

rather

سریع تر، بلکه، بیشتر، تا یک اندازه، نسبتا، با میل بیشترى، ترجیحا

۶

really

واقعاً، راستى

۷

rightly

به طور صحیح

۸

correctly

درست، صحیح، صحیح کردن، اصلاح کردن، تادیب کردن، تصحیح کردن