فرهنگ آریان‌پور

به درد خوری

#۳۳٬۲۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

serviceability

تعمیر پذیرى، به کار خورى، به درد خورى، قابلیت استفاده

۲

avail

سودمند بودن، به درد خوردن، داراى ارزش بودن، در دسترس واقع شدن، فایده بخشیدن، سود، فایده، استفاده، کمک، ارزش

۳

practicability

عملى بودن