فرهنگ آریانپور
به درد خور
#۳۳٬۲۷۹
serviceable
روبراه شدنى، تعمیر پذیر، سودمند، به درد خور، قابل استفاده
useful
سودمند، مفید، با فایده
practical
عملاً، درعمل، تقریبا، درواقع، در معنى، مى توان گفت
functional
وابسته به وظایف اعضاء، وظیفه اى، وابسته به شغل و پیشه، وظیفه دار، تابعى، وظیفه مندى، در حال کار
practicable
عملى، قابل اجرا، صورت پذیر، عبور کردنى