فرهنگ آریان‌پور

به درد بخور

#۳۳٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

effective

موثر، کارگر، کارى، عامل موثر، قابل اجرا

۲

qualifier

توصیف کننده، ملایم سازنده، فرع اسم یا صفت، کلمه توصیفى