فرهنگ آریان‌پور

به دار زدن

#۳۳٬۲۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

crap

دیلار، گندم سیاه، تلخه، تفاله، چرند، نوعى قمار، به دار زدن، قماربازى کردن

۲

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام

۳

hang

(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق

۴

gibbet

صلابه، چوبه دار، به دار آویختن، رسوا کردن