واژههای فارسی←به خوردن غذا کردن - شروع -فرهنگ آریانپوربه خوردن غذا کردن - شروع -#۳۳٬۲۱۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱pitch inبا سعى و جدیت شروع به کار کردن، شروع به خوردن غذا کردنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر