فرهنگ آریانپور
به خود پیچیدن
#۳۳٬۱۷۶
agonize
عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن
stew
تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن
smart
زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن
twist
پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن
squirm
پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن
thrash
کوبیدن، از پوست درآوردن، کتک زدن، کوزل کوبى