فرهنگ آریان‌پور

به‌ خود پیچیدن

#۳۳٬۱۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

agonize

عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن

۲

stew

تاس کباب، نگرانى، گرمى، داغى، آهسته جوشانیدن، آهسته پختن، دم کردن

۳

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن

۴

twist

پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن

۵

squirm

پیچ و تاب خوردن، لولیدن، حرکت ماروار، ناراحتى نشان دادن

۶

thrash

کوبیدن، از پوست درآوردن، کتک زدن، کوزل کوبى