فرهنگ آریان‌پور

به خود بستن

#۳۳٬۱۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sham

قلابى، ساختگى، دروغى، ریاکارى، وانمود کردن، به خود بستن، تظاهر کردن

۲

feign

وانمود کردن، به خود بستن، جعل کردن

۳

assume

فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن

۴

playact

در تئاتر بازى کردن، هنرپیشه شدن، رل بازى کردن، رفتار متظاهر داشتن، به خود بستن

۵

pretend

وانمود کردن، به خود بستن، دعوى کردن

۶

arrogate

ادعاى بى جا کردن، غصب کردن، به خود بستن

۷

simulate

صورى، وانمود کردن، به خود بستن، مانند بودن، تقلید کردن، شباهت داشتن به، شبیه سازى کردن، تشبیه کردن

۸

arrogation

ادعاى بى جا، به خود بستن

۹

put on

(pretended , assumed =) ـ تصنعى، وانمود شده، تحمیل کردن، گذاردن، صرف کردن، به خود بستن، وانمود کردن، به کار انداختن، اعمال کردن، به کار گماردن، افزودن، انجام دادن، دست انداختن