فرهنگ آریان‌پور

به‌ خود امدن

#۳۳٬۱۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wake

(past: waked, woke ; past participle: waked, woken) ـ بیدارى، شب زنده دارى، شب نشینى، احیاء، شب زنده دارى کردن، از خواب بیدار کردن، رد پا، دنباله کشتى

۲

waken

بیدار کردن، بیدار شدن، بیدارى کشیدن