واژههای فارسی←به خرابی نهادن - رو -فرهنگ آریانپوربه خرابی نهادن - رو -#۳۳٬۱۱۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱doinرو به خرابى نهادن، کشتن، لخت کردن، فریب دادنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر