واژههای فارسی←به خدمت ارتش دراوردن به زورفرهنگ آریانپوربه خدمت ارتش دراوردن به زور#۳۳٬۰۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱commandeerوارد بخدمت اجبارى کردن، براى ارتش برداشتن، مصادره کردنواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر