فرهنگ آریان‌پور

اخر

#۳٬۳۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

latter

آخر، آخرى، عقب تر، دومى، این یک، اخیر

۲

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۳

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۴

final

بالاخره، عاقبت، سرانجام

۵

finale

بخش آخر، (موسیقى) آهنگ نهایى، آخر، عاقبت

۶

recent

تازه، جدید، اخیر، متاخر، جدیدالتاسیس

۷

postlude

قطعه موسیقى پایان، آخر

۸

ultimate

سرانجام، بالاخره، عاقبت امر، دست آخر، آجلا

۹

terminal

نهایى، انتهایى، واقع در نوک، پایان، انتها، آخر خط راه آهن یا هواپیما، پایانه، پایانى

۱۰

ever

همیشه، همواره، هرگز، هیچ، اصلاً، در هر صورت

۱۱

tail

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن

۱۲

later

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۱۳

tail end

قسمت انتهایى، قسمت نهایى، انتها، دنباله