فرهنگ آریان‌پور

به حق

#۳۳٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۲

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب

۳

True

درست، صحیح، واقعى، راست، پابرجا، ثابت، حقیقى، راستگو، خالصانه، ثابت یا حقیقى کردن، راستین، فریور

۴

justly

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۵

rightly

به طور صحیح

۶

rightful

ذیحق، محق، مشروع، حقیقى، داراى استحقاق

۷

righteous

نیکو کار، عادل، درست کار، صالح، پرهیزکار

۸

rightfully

ذیحق، محق، مشروع، حقیقى، داراى استحقاق