فرهنگ آریان‌پور

به حساب بانک گذاشتن

#۳۳٬۰۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست