فرهنگ آریان‌پور

به حالت تعلیق درامدن

#۳۲٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

suspend

آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن