فرهنگ آریان‌پور

به چنگ اوردن

#۳۲٬۹۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hent

قاپیدن، به چنگ آوردن، ربودن، تا این که

۲

grasp

فراچنگ کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، اخذ، چنگ زنى، فهم

۳

enclasp

دربرگرفتن، در آغوش گرفتن، به چنگ آوردن

۴

cop

پلیس، پاسبان

۵

catch

(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار

۶

corral

آغل، جاى اسب و گله، دفاعى که از واگن و عرابه مى سازند، حصار درست کردن، احاطه کردن

۷

snatch

ربایش، ربودگى، قاپ زنى، ربودن، قاپیدن، بردن، گرفتن، مقدار کم، جزیى