واژههای فارسی←به چشم دیدنفرهنگ آریانپوربه چشم دیدن#۳۲٬۹۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱see(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگرواژههای نزدیک در الفبابه چابکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه چابکی دزدیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه چاپ - مربوط -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه چاق - متمایل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه چاک زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه چالش طلبیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر