واژههای فارسی←به جور شونده - جور -فرهنگ آریانپوربه جور شونده - جور -#۳۲٬۸۸۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱heteromorphic(جانور شناسى) جور به جور شونده، داراى شکل هاى گوناگون، جانوران دگردیسواژههای نزدیک در الفبابه بیماری جمود عضلات - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری حاصله از - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری فلج کودکان - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری کم خونی - مبتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بیماری های ویروسی - ابتلا -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبه بینی - وابستگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر