فرهنگ آریان‌پور

به جلو راندن

#۳۲٬۸۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

propel

به جلو راندن، سوق دادن، بردن، حرکت دادن

۲

boost

بالا بردن، زیاد کردن، ترقى، بالا رفتن، ترقى دادن، جلوبردن، بالا بردن (قیمت)، کمک کردن

۳

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۴

hunch

خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده