فرهنگ آریان‌پور

به جلو

#۳۲٬۸۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

head way

به جلو، پیشرفت، بلندى طاق، سرعت، پیشروى

۲

on

وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج

۳

ahead

پیش، جلو، در امتداد حرکت کسى، رو به جلو، سر به جلو

۴

onward

به سوى جلو، به پیش، به جلو

۵

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۶

along

همراه، جلو، پیش، در امتداد خط، موازى با طول