فرهنگ آریان‌پور

به تنهایی

#۳۲٬۷۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

singly

یک یک، یکان یکان، جدا جدا، فردا فرد، به تنهایى، تنها، انفرادا

۲

siolus

تنها، به تنهایى

۳

solely

فقط، منحصراً، به تنهایى

۴

auto

پیشوندى است به معنى " خود " و " وابسته به خود " و " خودکار " خودرو، ماشین سوارى

۵

self

(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان singlehandedly

۶

alone

تنها، یکتا، فقط، صرفاً، محضا

۷

proper

درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب

۸

entirely

تمام، درست، دست نخورده، بى عیب

۹

personally

شخصاً، خود، از طرف خود، اصاله، به شکل شخص

۱۰

per se

(لاتین) در نفس خود، بخودى خود، فى نفسه، مستقیما