فرهنگ آریانپور
به تنهایی
#۳۲٬۷۴۴
singly
یک یک، یکان یکان، جدا جدا، فردا فرد، به تنهایى، تنها، انفرادا
siolus
تنها، به تنهایى
solely
فقط، منحصراً، به تنهایى
auto
پیشوندى است به معنى " خود " و " وابسته به خود " و " خودکار " خودرو، ماشین سوارى
self
(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان singlehandedly
alone
تنها، یکتا، فقط، صرفاً، محضا
proper
درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب
entirely
تمام، درست، دست نخورده، بى عیب
personally
شخصاً، خود، از طرف خود، اصاله، به شکل شخص
per se
(لاتین) در نفس خود، بخودى خود، فى نفسه، مستقیما