فرهنگ آریان‌پور

به تله‌ انداختن

#۳۲٬۷۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن

۲

entrap

به دام انداختن، تله انداختن، گول زدن، اغفال کردن

۳

ensnare

(ensnarl , entrap , snare =) ـ به دام انداختن، بغرنج کردن، گوریده شدن، خشمگین کردن